bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

خلاقانه ترین فیلم سینمای ایران

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷

تمارض

تمارض خلاقانه‌­ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است. این فیلم از فضایی که برای ایجاد جلوه‌­های ویژه­‌ی کامپیوتری در فیلمها استفاده می‌­شود، به خوبی استفاده نموده است، و داستانش را به شکلی بسیار باورپذیر، با بازیهایی خوب، و فضایی بسیار گیرا، در این بستر روایت می­‌کند. این خلاقیتها از آنجا که تمام عناصر دیداریِ فیلم، با رنگهای سبز و آبی پر شده‌­اند، به هیچ وجه تصادفی به نظر نمی‌­رسند، و این مهمترین نکته‌­ی فیلم است. در واقع بسیاری از فیلم‌هایی که موفق به اجرای جلوه‌­های ویژه­‌ی فیلمشان نشده‌­اند، در اقدامی رادیکال، ‌می­توانسته‌­اند فیلمشان را با همان پرده‌­ی سبز پخش کنند، اما تمارض فیلمی است که تمام عناصرش با هدفِ چنین نمایشی، بسیار فکرشده، در کنار هم چیده شده­اند. شکلی که شاید بتوان آن را به نوعی مینیمال دانست. تمارض فیلمی است که، البته صرفا به لحاظ فرم و شکل، از داگویلِ فون تریه هم یک گام پیشتر رفته است، و فرمِ آن فیلم را، با توجه به ابزارها و تکنولوژی‌های تازه­‌ی فیلمسازی، به روز نموده است.

تمارض

موزیکِ فیلم بسیار گیراست و فضای خوبی در لحظات حسی فیلم به وجود آورده است. فضایی سایکودلیک که به ایجاد اتمسفر خاص فیلم، یاری بسیار کرده است. صحنه­‌ی تصادف فیلم نیز صحنه‌­ای بسیار تاثیرگذار و مبهوت کننده است. اما مهمترین و جالبترین نکته‌­ی فیلم که آن را در تاریخ سینمای ایران برجسته و ماندگار خواهد کرد، ایجاد حس باورپذیری در همچون فضایی است. در واقع فیلم تمارض با این که در فضایی کاملا غیر واقعی شکل می­‌گیرد، بسیار باورپذیرتر از فیلم‌هایی است که هر ساله تعداد زیادی از آنها در سینمای راکد و بدون خلاقیت ایران ساخته می‌­شوند.

روایت فیلم نیز شکلی نسبتا تازه دارد و داستان را در شکلی پیچیده به صورت از سر به ته ارائه می‌­دهد. اما این سر به ته بودن، تمام ماجرا نیست. روایت جایی پیچید‌ه‌­تر می­شود که اِسی داستانش را برای سه دوستش تعریف می­‌کند؛ داستانی که گویی شباهت‌های زیادی با فیلمی که در حال تماشایش هستیم پیدا می­‌کند.

تمارض

تمارض فیلمی نو است و نگاهی نو و خلاقانه به فیلمِ داستانی دارد. کارگردان این فیلم موفق می­‌شود به راحتی و بدون این که تماشاگر آزار ببیند، تمهیداتش را تغییر دهد و از حرکتهای دوربین طولانی به سوی نماهای کوتاه‌تر و دوربین پر تنش، در صحنه درگیری برود. صحنه­‌ای که در آن، دوربین به بدن بازیگران چسبیده است. این تغییرات برای تماشاگر نه تنها آزاردهنده نیستند، بلکه لذتش را نیز افزایش می‌­دهند. این تغییرات تکنیکال در رویکردهای کارگردانیِ صحنه ها، در فضای استودیوییِ فیلم، تنوع خوبی ایجاد می­‌کنند، و به همین دلیل حس باورپذیریِ فیلم را تا اندازه­‌ی زیادی افزایش می‌­دهند. یکی از نقاط اوج این تمهیدات، صحنه­‌ی پیانو زدن اسی است، که به شکلی ناگهانی، گرانش در صحنه به هم می­ریزد، و رنگ سرخ که تاکنون در هیچ جای فیلم دیده نشده بود، از میان رنگهای همیشه سبز و آبیِ فیلم بیرون می­زند.

تنها چیزی که شاید کمی ناکارآمد به نظر برسد، تمهیدات شنیداری فیلم است. گرچه باند شنیداری نیز تا حدود زیادی، به خصوص در صحنه‌­ی رقص، خلاقانه شکل یافته است و صداهایی که بر روی نماهای تندشده (fast motion) آمده است، تداعیگر تماشای فیلمی است که هم اکنون در حال ساخت است، و ساخت آن به پایان نرسیده است. اما صداهای نویزی که گاه گاه روی برخی صحنه‌­ها می­‌آیند، و صدای فیلم با آمدن آنها خاموش می‌­شود، چندان دلپذیر به نظر نمی­‌رسند. اگر چه کیفیت فاصله‌­گذارانه­‌ی آنها نیز در فضای فیلم به خوبی کار می­‌کند، اما اینها نیز مانند قسمت‌های تندشده­‌ی (fast motion) نماها، اندکی حس پوشش دادن به مشکلات تولیدی را به تماشاگرِ حرفه­ای انتقال می­دهند. همچنین صداهای دور و نزدیک، و جنس گوناگون صداها، که در برخی صحنه‌­های فیلم به کار گرفته شد‌ه‌­اند، می‌­توانستند شکلی قوام یافته‌­تر و پخته‌­تر پیدا کنند، و استفاده­ی نظام‌­مندتری از آنان ارائه شود. به هر رو این ضعفهای نسبی، و البته تا اندازه­ای سلیقه‌­ای، سبب کاهش ارزش فیلم و مانع ماندگار شدنش در تاریخ سینما نمی‌­شود؛ فیلمی که باید برای آفرینشِ آن، به عبد آبست تبریک گفت و تماشای فیلم‌های بهتری از او را به انتظار نشست.

نظرها